از نقادی بدم می آید.

از استدلالیون بدم می آید. از انها که می خواهند برای همه چیز قاعده و چهارچوبی بسازند بدم می آید. انگار می خواهند خودشان را پشت چیزی پنهان کنند.

البته از بی قاعده ها هم خوشم نمی آید...

ولی این استدلالیون یک چیز را یادشان می رود. کشف شهودی را. قواعد بی در نظر گرفتن عمقی شهودی به حرفهای صد تا یک غازی می ماند که همه در گفتنشان از یکدیگر تقلید می کنند.

سخت ترین کار فکر کردن است. و البته که به قاعده کشاندن خوب است. ولی پشت قاعده ها پنهان شدن موضوع دیگری است که اصلا از ان خوشم نمی آید...

روی سخنم با هنرمندان است...دست از سر ارسطو بردارید...یا حداقل بعضی وقتها هم کمی فکر کنید بعد سراغ این حرفها بروید. بی قاعده نباشید ولی گاهی به این قواعد فکر کنید که چرا اینقدر برایتان مهم شده اند.

پای استدلالیون چوبین بود          پای چوبین سخت بی تمکین بود

مولانا