بیایید بیاییم
مامردم افراط وتفریط هستیم.یا کاری را انجام نمی دهیم یا بیش از حد به سراغش می رویم.یا خودمان را در چیزی غرق می کنیم یا به یکباره تصمیم می گیریم که برای همیشه دیگر به سراغش نرویم. شاید به همین دلیل هم باشد که همیشه در وجودمان برای چیزهایی احساس خلا می کنیم وگاهی در مورد خیلی از چیزها احساس دلزدگی بهمان دست می دهد.چون یا به خیلی از چیزها بیش از حد بها می دهیم ویا به کلی بها نمی دهیم.ما انسانهای غریبی هستیم.برای خودمان در ذهن گاهی بت هایی می سازیم ودر خلوتمان ستایشش می کنیم وبه خیلی چیزها به چشم مسائلی پست نگاه می کنیم که اگر چه در نهان خودمان می دانیم که همان مسئله ای را که پست می پنداریم را به شدت دوست داریم، ولی خودمان را برای داشتنش منع می کنیم.ویا اگر روزه شکستیم وبه سراغش رفتیم آنقدر در آن غرق می شویم که دچار دلزدگی شویم..من در مورد مسائل روزمره حرف می زنم وشما دنبال مسائلی نباشید که این حرف را نقض می کند وبیشتر به این فکر کنید که چقدر هر روز با این مسئله دست وپنجه نرم می کنید.آدمهایی که یا به کلی نیستند ویا اگر می آیند دیگر رفتنی نیستند.بیایید بیائیم.ولی زیاد نمانیم.وهرگاه دلتنگ شدیم دوباره سری بزنیم واز برگشتن نترسیم.